حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
مقدمه 67
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
ليديّه بود و از حيث تشكيلات و تمدّن و غيره تفاوتهاى كلّى با دول يونانى داشت قبل از سقوط سارد كوروش به يونانيها تكليف كرده بود كه با او متّحد شوند و آنها اين تكليف را ردّ كرده بودند حالا مبعوثينى نزد كوروش فرستاده تقاضا كردند كه قرارداد پادشاه ليديّه را با آنها تجديد كند كوروش جوابى به آنها نداد و اين مثل را آورد : نىزنى بلب دريا نزديك شد و پيش خود گفت اگر نى بزنم بىشك اين ماهيها خواهند رقصيد نشست و چندانكه نى زد ديد اثرى از رقص آنها نيست پس تورى برداشت و بيفكند و وقتى كه ماهيها در تور ميجستند و ميافتادند گفت اكنون بيهوده ميرقصيد ميبايست وقتى كه من نى ميزدم برقص آمده باشيد با اين مثل كوروش خواست بفهماند كه موقع تقاضاى آنها گذشته راجع به اين مستعمرات او چنين كرد : اول با شهر بزرگ ميلت كنار آمده قراريكه آن شهر با پادشاه ليديّه داده بود امضاء نمود و بعد از جلب اين شهر به طرف خود تمام شهرهاى يونانى آسياى صغير و نيز جزاير يونانى را از قبيل لسبوس « 1 » و خيوس « 2 » و بعضى ديگر بحيطه اقتدار خود درآورد بعضى از يونانيهاى مستعمرات باسپارت متوسّل شدند و اين دولت سفيرى نزد كوروش فرستاده تهديد كرد كه اگر با يونانيها بدرفتارى شود تحمّل نخواهد نمود كوروش گفت من از مردمى كه در ميدان جمع ميشوند تا به قيد قسم به يكديگر دروغ گويند هيچگاه بيمى نداشتهام اگر زنده ماندم چنان كنم كه شما بجاى اينكه از ينيانها حرف بزنيد از بيچارگى خودتان بناليد . بايد در نظر داشت كه كوروش بفاصله كمى پس از تسخير سارد بايران مراجعت كرد و تسخير ساير قسمتهاى آسياى صغير را مانند فريگيّه « 3 » و كيليكيّه « 4 » و ليكيّه « 5 » و مستعمرات يونانى بسرداران خود محوّل نمود چنان كه در 545 ق . م . تمام آسياى صغير در تحت تسلّط پارسيها درآمد و كوروش بهرشهرى حاكم جداگانهاى
--> ( 1 ) - LESBOS ( 2 ) - CHIOS ( 3 ) - PHRYGIE ( 4 ) - CILYCIE ( 5 ) - LYCIE